نویسنده :
مامان صدف - ساعت ۱۱:٤٤ ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۸/۱٠
سلام عزیزای دلم 28 مرداد تولد منه من 22 سالم شد وخدا رو شکر میکنم که امسال خدا کادوی تولدم شما عزیزا رو بهم داد اون شب مامان پری هم خونه مابود البته نمیدونست تولده منه خلاصه اینکه بابا کیان به بهانه تخمه خریدن رفت بیرون بعد از اینکه یه خورده دیر کرده بود من نگران شدم و بهش زنگ زدم وقتی زنگ زم گفت که من پشت در هستم در و باز کن وقتی اومد تو یه کیک تولددستش بود واییییییییییییییییی که چقد خوشحال شدم مامان پری بیست هزارتومان بهم کادو تولد داد بابا هم منو برد به یه لوازم ارایشی هر چی که دلم خواست برام گرفت و شما ها وشما عزیزای دلم وقتی که شمع تولدمو خاموش کردم دو تایتون خندید و اون لبخند های قشنگ بهترین کادو تولدم بود بعدش بابا محمد و مامان عطی وخاله تارا و سارا و ماریا وحتی دای سهند زنگ زدن وتولدمو تبریک گفتند و اون شبم گذشت ومن باز هم خدا رو شکرمیکنم که به من توفیق زنگی کردن و داد خدا جون دوست دارم بوسسسسسسسسسسسسس برای خونواده گلم