دوقلوهای افسانه ای

اولین سونوگرافی
نویسنده : مامان صدف - ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٢۸
 

اولین سونو چه روز پر استرساسترس قشنگی من اون روز با مامان پری رفتم برای سونو وقتی رفتیم تو اتاق خانوم دکتر داشتم از استرس میمردم لحظه ای که دستگاه سونو رو گذاشت رو شکمم و گفت دو تا ساک جنین می بینه فقط یه لحظه دیدم مامان پری از خوشحالی در حال غش کردنه اخه اون قبل از اینکه باردار بشم گفت که خواب دیده من دو قلو باردار میشم اونم دختر و پسر باورتون میشه بخاطر همین خیلی خوشحال شد اما من گیج شده بودم نمیدونستم باید خوشحال باشم یا نه همین که از مطب دکتر رفتیم بیرون به بابا کیان زنگ زدیم اون تو تاکسی بود انقد خوشحال شده بود که تصورش سخته باورش نمیشد بعدش به مامان عطیه زنگ زدم ولی بلعکس تصورم اون اصلا خوشحال نشد اون گفت تو هنوز بچه ای چطوری میتونی دو تا بچه رو بزرگ کنی تصورش برای خودمم سخت بود ولی بلاخره مامان پری با مامان عطی صحبت کرد و تونست قانعش کنه خلاصه اینکه هنوزم نمیتونم احساس اون روزمو بیان کنم اینم از اولین سونولبخندقلب