دوقلوهای افسانه ای

شب یلدا
نویسنده : مامان صدف - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٩/۳٠
 

سلام وصد سلام خدمت دو قلوهای افسانه ای مامان بابا........ امشب شب یلداست بلندترین شب سال شبی که همه دور هم جمع میشن از پدر بزرگهاو مادر بزرگها گرفته تا...... نوه ها و نتیجه ها که شما باشین خوشکلای من به دلیل اینکه امشب مامان پری شیفت بود وباید سر کارش میموند همه امشب خونه ما جمع شدن مامان بزرگ من و عمه شیدا از کرج اومدن مامان بزرگ با خودش یه قابلمه دلمه اورده بود .عمه سحر هم همراه بچه هاش میان اینجا و متین و خواهراش ساناز وسارا همراه نامزداشون خلاصه اینکه امشب همه خونه ما جمع شدن از شانس بد من امروز خیلی حالم بده گلوم درد میکنه زبونم افت زده کلیه هامم درد میکنه اههههههههههههه چقد بد ناراحت. ای کاش که الان خاله سارا .تارا.ماریا.دایی  سهند مامان اتی و اقاجونم اینجا بودن ای خدا کی این دوری به پایان مرسه خلاصه اینکه جای همشون خالیه هر چند چهارشنبه میریم پیششون خیلی دوستون دارم من اگه شما رو نداشتم چجوری این غم غریبی رو باید تحمل میکردم من و بابا عاشقتونیم  امیدوارم که امشب به همه خوش بگذره بوسسسسسسماچماچماچ